مؤلفه‌ها و عناصر بیدارگر شعر بهار در مقابله با سیطره‌ی استبداد

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

2 کارشناس ارشد تاریخ

چکیده

ادبیات مشروطه بخشی از ادبیات غنی و پربار ایران است که در دوره‌ای شکل گرفت که اوضاع سیاسی اجتماعی، ساخت طبقاتی و بافت سنتی جامعه در حال تغییر بود.آنچه موجب تسریع این تحول در سطح کشور می‌شد، شعرها و اعمال مشروطه‌خواهان و روشنفکرانی بود که به صورت نظری و عملی در حوادث نقش مهمی داشتند و شعرهایشان که به زبان بسیار ساده و عامه‌پسند سروده می‌شد، زبانزد مردم کوچه و بازار بود.در میان این مشروطه‌خواهان و نواندیشان، ملک‌الشعرای بهار جایگاه ویژه‌ای داشت و شعرهایش بازتاب‌دهنده‌ی تحول زمان و نبوغ و آگاهی فراوان وی درباره‌ی شعر فارسی بود.نبوغی که عناصر بیدارگرانه‌ای همچون وطن، استبدادستیزی، آزادی‌خواهی، حکومت قانون، استعمارستیزی، آزادی‌خواهی، حکوت قانون، استعمارستیزی، و حتی اسلام را به قالب‌های شعری کهن درآورد و موجب بیداری و روشنفکری جامعه‌ی زمان خود می‌شد.
در این مقاله تلاش می‌شود عناصر بیدادگر و هویت‌ساز شعر ملک‌الشعرای بهار، و انگیزه‌ای او از سرودن این شعرها، و نیز تأثیر آن‌ها بر جامعه تبیین شود

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Explanatory Componentes and Elements of Bahar's Poetry in the Opposition with Despotism

نویسندگان [English]

  • Mohammad Reza Alam 1
  • Meysam Saheb 2
1 Associate Professor of Shahid Chamran University of Ahvaz
2 Master of Science in History